سلفی حقارت

تعرفه تبلیغات در سایت
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس
حالا که کار مجلس، سودی دگر ندارد
جز شعر و خواب و سلفی، دارد ثمر؟ ندارد؟

این شهر ما نگاری مانند موگرینی
یا بهتر از فردریکا یک بشر ندارد؟

میخواستم برقصم با او میان مجلس
اما چه سود قوت دیگر کمر ندارد

می گیرم عکس آخر، حتی به قیمت جان
با مادرم بگویید، دیگر پسر ندارد

گفتی که من حقیرم سلفی اگر بگیرم؟
گفتی که این وکیلت عقلی به سر ندارد؟

وقتی که هست دلبر، پرورده ی اروپا
توپ و تانک و مسلسل دیگر اثر ندارد

زیبا جهش نمودم بر روی میز جانا
میزان انعطافم را یک فنر ندارد

مقصود موگرینیست، تحلیف هم بهانه
در عکس اگر تو باشی، صاف و یه ور ندارد
......................................................

شکرت خدا که هستی عالم به امر خلقت
شاخ دراز بر سر خوبست خر نداره

این مجلسی که دارد اینقدر کودک تخس
یک ناظمی مدیری بالای سر ندارد؟؟


گفته درین میانه آقای چیز، موضوع
ربطی به رفع حصر آن دربه در ندارد؟


زین پس حضور حاضر در کنگره به هر نحو
ممنوع شد برای زن گر سپر ندارد


کاری چنین قبیح است، بی عذر و بی بهانه
اصلاحی و اصولی، آبادگر ندارد

شاعر به لحن شعرش انداخت فحش خود را
ترسم مخاطب فحش، آید و بر ندارد

یاسر پناهی فکور


موضوعات مرتبط: شعر ، گوناگون
نویسنده : بازدید : 4 تاريخ : دوشنبه 30 مرداد 1396 ساعت: 3:58
برچسب‌ها : سلفی,حقارت,
اخبار و رسانه هاهنر و ادبیاترایانه و اینترنتعلم و فن آوریتجارت و اقتصاداندیشه و مذهبفوتو بلاگوبلاگ و وبلاگ نویسیفرهنگ و تاریخجامعه و سیاستورزشسرگرمی و طنزشخصیخانواده و زندگیسفر و توریسمفارسی زبان در دیگر کشورها